خسته نشی قهرمان!

هدیه سادات میرمرتضوی-سخت است بخواهی به کسی بقبولانی در عصر اتم، دوستی داری توی همین شهر، حدود شش سال از دوستی ات با او می گذرد، در این مدت برای هم کلی کتاب و مجله و کادو فرستاده اید، نامه نگاری کرده اید و با پیشرفت تکنولوژی، پیامک و ایمیل زده اید، از همه اسرار زندگی هم باخبرید ولی هنوز نه عکس او را دیده ای و نه حتی صدایش را شنیده ای. اما این طلسم شش ساله در آخرین روزهای سال می شکند و دوستت بالاخره در یک عصر زیبای اسفندی تصمیم به دیدنت می گیرد و حالا ادامه ماجرا:ماشین را حاشیه کوهسنگی پارک می کنم و …