شاعری که با بوزینه‌ها شوخی نداشت!

شاعری که با بوزینه‌ها شوخی نداشت!

شهریار تنها شاعر غزل‌های عاشقانه و «علی ای همای رحمت» نیست. او در لایه‌های پنهان اشعار خود، منتقدی صریح و طنزپردازی گزنده بود که دردهای اجتماعی جامعه معاصر ایران را فریاد می‌زد.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: سیدمحمدحسین بهجت تبریزی، متخلص به «شهریار»، در حافظه جمعی ایرانیان اغلب با دو تصویر متمایز شناخته می‌شود؛ یکی شاعر غزل‌های سوزناک و عاشقانه که در پی ناکامی‌های عاطفیِ جوانی‌اش سروده شده‌اند و دیگری شاعرِ عارف‌مسلک و آیینی که «علی ای همای رحمت» را با چنان شوری سروده که در جان و جهان مردم رسوخ کرده است. اما بازخوانی کارنامه ادبی شهریار، فراتر از این دو قطبِ «عاشقِ شکست‌خورده» و «شاعرِ ارادتمند»، چهره‌ای پیچیده‌تر و چندلایه را نمایان می‌سازد؛ چهره‌ای که در کنار تغزل، دستی بر آتش نقد اجتماعی و طنزی صریح دارد که کمتر مورد واکاوی قرار گرفته است.

شهریار در سال ۱۲۸۵ شمسی در تبریز دیده به جهان گشود. دوران کودکی او در فضای بکر و روستایی «خشکناب» آذربایجان، بذرهای عاطفه و تصویرسازی‌های زنده را در ذهن او کاشت. این حافظه دیداری، بعدها در منظومه بی‌بدیل «حیدربابایه سلام» به بار نشست. حضور شهریار در تهران برای تحصیل پزشکی و تقارن آن با تحولات سیاسی-اجتماعی آن دوران، او را از یک شاعر محلی به یک متفکر ملی بدل کرد.

برخلاف تصور عامه که او را صرفاً شاعری گوشه‌نشین می‌پندارند، شهریار در متن تحولات ادبی زمانه خود حضور داشت. او که در سال ۱۳۶۷ درگذشت و در مقبرةالشعرای تبریز آرام گرفت، پیوندی عمیق میان سنت شعر کلاسیک و زبانِ مردمِ زمانه خود برقرار کرد. میتوان گفت او توانست با آمیختن زبان فارسی و ترکی آذربایجانی، نوعی دموکراتیزه کردن ادبیات را رقم بزند؛ به‌طوری‌که هم مخاطب عام و هم ادیبانِ سخت‌گیر، هر دو، شعرهای او را زمزمه می‌کردند.

«حیدربابایه سلام»؛ فراتر از یک منظومه محلی

اهمیت شهریار در دوزبانه بودن او خلاصه نمی‌شود. او توانست «زبان» را به «خاطره» پیوند دهد. منظومه «حیدربابایه سلام»، نه فقط یک اثر ادبی در ادبیات ترکی آذربایجانی، بلکه نوعی «مردم‌نگاری شاعرانه» از فرهنگ روستایی آذربایجان است. شهریار در این اثر، ضرب‌المثل‌ها، آیین‌های زیسته و موسیقی گفتار محلی را از سطح کوچه و بازار به اوجِ ادبیات ارتقا داد. در کنار این اثر، «سهندیه» با رویکردی تأملی‌تر و اجتماعی‌تر، جایگاه او را به‌عنوان یک شاعرِ متفکر تثبیت کرد.

طنز شهریار؛ صدای اعتراض در لفافه شوخی

یکی از مغفول‌ترین بخش‌های کارنامه شهریار، طنز اوست. بسیاری از خوانندگانِ گذری، طنز شهریار را با شوخی‌های رایج اشتباه می‌گیرند، درحالی‌که طنز او عمدتاً در ساحتِ «اعتراض» است. شهریار در قطعه‌ها و اشعار اجتماعی خود، از زبانِ کنایی برای افشای ریاکاری، فساد و نابسامانی‌ها بهره می‌برد. طنز او بیش از آنکه برای خنداندن باشد، برای «بیدار کردن» است؛ نوعی تلخی گزنده که در کالبدِ شوخی‌های کلامی پیچیده شده است.

او در این مسیر، آینه‌ای در برابر جامعه قرار می‌دهد که گاه تصویرِ زشتی‌های آن را چنان عریان نشان می‌دهد که مخاطب به جای لبخند، به تفکر واداشته می‌شود. برای مثال میتوان به این پاسخ او به شعر سایه اشاره کرد که در ابیات پایانی یک غزل خطاب به او گفته بود:
شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم
پدرا، یارا، اندوه گسارا تو بمان!

روایت مشهور این است که این غزل در پی درگذشت نیما یوشیج و در دوره‌ای از بیماری و کهولت شهریار سروده شد. سایه، در شعر، خود را شاعری تنها و «رفتنی» می‌بیند و از شهریار می‌خواهد بماند و بر جمع شاعران و اهل فرهنگ نظارت و پدری کند. شهریار در پاسخ طنزآمیز به واقعیتِ تلخِ هستی اشاره می‌کند که تلاش‌های بیهوده انسان در برابر جبرِ زمانه، گاه خود دستمایه طنزی سیاه است:

سایه جان رفتنی استیم بمانیم که چه؟
زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه؟

درس این زندگی از بهر ندانستن ماست
این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه؟

خود رسیدیم به جان نعش عزیزی هر روز
دوش گیریم و به خاکش برسانیم که چه؟

آری این زهر هلاهل به تشخص هر روز
بچشیم و به عزیزان بچشانیم که چه؟

دور سر هلهله و هاله شاهین اجل
ما به سرگیجه کبوتر بپرانیم که چه؟

کشتی‌ای را که پی غرق شدن ساخته‌اند
هی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه؟

قسمت خرس و شغال است خود این باغ مویز
بی‌ثمر غوره چشمی بچلانیم که چه؟

بدتر از خواستن این لطمه نَتْوانستن
هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه؟

ما طلسمی که قضا بسته ندانیم شکست
کاسه و کوزه سر هم بشکانیم که چه؟

گر رهایی‌ست برای همه خواهید از غرق
ورنه تنها خودی از لجه رهانیم که چه؟

ما که در خانه ایمان خدا ننشستیم
کفر ابلیس به کرسی بنشانیم که چه؟

قاتل مرغ و خروسیم یکیمان کمتر
این همه جان گرامی بستانیم که چه؟

مرگ یک بار مَثَل دیدم و شیون یک بار
این قدَر پای تعلل بکشانیم که چه؟

شهریارا دگران فاتحه از ما خوانند
ما همه از دگران فاتحه خوانیم که چه؟

شاعری که با بوزینه‌ها شوخی نداشت!

یا در این شعر که اعتراضش به بیگانگی مفاهیم آوزشی با فرهنگ ایران و خیانت در لباس خدمت را با لحنی طنزآمیز بیان می‌کند:

فرهنگ ما برای جهالت فزودن است
مأمور زشت بودن و زیبا نمودن است!
برنامه‌اش که سخت به دستور اجنبی است،
از بهر مغز خستن و اعصاب سودن است
یک درس زندگی به جوانان نمی‌دهد!
طوطی مثال قصه مهمل سرودن است
در بسته باد مدرسه‌ای را که قصد از آن،
بر روی ملتی در ذلت گشودن است
بیدار شو که نغمه طنبور اجنبی
لالایی است و از پی سنگین غنودن است

خدمت به دولت است خیانت به مملکت
هم خائنی چو خود به امانت ستودن است

بیکس وطن که چاره ما بی هنر کسان
نام وطن از صفحه ی خاطر زدودن است…
این شعر شهریار در کتاب خواسته‌های بشر تألیف علی مشکینی در صفحه ۲۲۴ چاپ شده بود که با واکنش ساواک روبرو شد. او گاهی پا را از این فراتر گذاشته و از وضع جوامع بشری گلایه کرده است:

از مهد تمدن و تدیّن انسان
ناگاه به عهد بربریت برگشت

هنگام رفاه و راحتش بی هنگام
هنگامه ایذا و اذیت برگشت

جوش بدویتش به سر زد چندان
کز هر چه معاد و مدنیّت برگشت

پس منتظر غیظ و غضب باید بود
زیرا که جهان به جاهلیت برگشت!

تحلیل سطوح طنز و نقد اجتماعی در آثار شهریار

برای درک دقیق‌تر وجه انتقادی شهریار، می‌توان طنز او را به سه سطح تقسیم‌بندی کرد که هرکدام نشان‌دهنده ابعاد متفاوتی از جهان‌بینی اوست:

طنز سیاسی و نهادی
شهریار در برابر آنچه «کعبه آمال» می‌خواند، اما در عمل خلاف آن را می‌دید، سکوت نکرد. او مجلس را به‌عنوان نهادِ نمادین قانون‌گذاری، با طنزی تلخ به چالش می‌کشد. او معتقد بود آنجا که باید کانونِ امید باشد، گاه به بستری برای دشواری‌های بیشتر تبدیل شده است. این نوع طنز، ریشه در «واقع‌گرایی سیاسی» شاعر دارد:

به هرجا کعبه ی آمال ملت مجلس شوراست
در ایران هست مجلس کعبه ی آمال بدبختی!

در جایی دیگر هم انتخابات تصنعی عصر خود و فسادهای حاکم در این حوزه را این طور توصیف می‌کند:

باز باران بلایِ عقلا میآید
عاقلا عقل رها کن که بلا میآید

انتخابات مگو، صوم و صلاة علم است
که به این هلهله و صوت صلا میآید

پای صندوق، خرک سازی و آخور بندی است
که خران حضرات و کلا میآید

طنز در شعر شهریار به شکلهایی چون انتقاد از بی عدالتی ها اعتراض به تخریب ارزشهای بشری و مسخ شئون انسانی، عدالت و مساوات طلبی، احیای حقوق تهی دستان … ظاهر می‌شود؛ مانند ابیات زیر که به بازتاب اعتراض شاعر در خصوص قضاوتهای نادرست می‌پردازد و دستگاه قضایی حاکم را ناعادلانه تلقی می کند :

اگر قضاوت قانون به عدل و انصاف است
چرا جهان همه ظلم است و جور و اجحاف است؟

جهان قلمرو ابلیس و بند قانون نیز
به دستبافی این قاضی دو سر قاف است

به حرف حق نشود هیچ باطلی محکوم
که این وکیل مدافع حریف و حراف است

ترا به جامعه حق نفس کشیدن نیست،
همین قدر که نفس است عین الطاف است!

طنز تمثیلی (نمادگرایی)

در قطعه معروف «وطنی»، او با استخدام نمادها (طوطی و بوزینه)، جامعه‌ای را ترسیم می‌کند که در آن، جایگاهِ «شیر» و «بوزینه» عوض شده است. این قطعه گفت و گوی طوطی را با بوزینه ای وصف می کند که قصد دارد خود را شیر معرفی کند. بوزینه با استدلالهای مسخره ای که درباره ی شیر بودن خود می آورد، طوطی را به خنده می اندازد. بوزینه‌ که ادعای غرش شیر دارد، نمادِ کسانی است که فاقدِ اصالت و قدرت واقعی‌اند اما در پی تصاحبِ جایگاه‌های رفیع هستند. این طنز، نه یک شوخی ساده، بلکه نقدی تند و تیز بر «ظاهرسازی» و «فرصت‌طلبی» در فضای سیاسی است:

طوطیک گفت کمی چندشم آمد لیکن،
این نه آن غرش شیری که ببرد شمشیر

بوزینه اصرار میکند که شیر ما شیر جدیدی است تو از من بپذیر:

طوطیک خنده کنان گفت پذیرفتم لیک
وه از آن بیشه که بوزینۀ آن باشد شیر!

طنز فرهنگی و اخلاقی

شهریار از نقدِ سیاست‌های فرهنگی زمانه خود نیز دریغ نمی‌کرد. او در ابیاتی، تقلیدِ کورکورانه از فرهنگ بیگانه و تهی‌شدنِ برنامه‌های آموزشی از محتوای انسانی را به باد انتقاد می‌گیرد. او با به‌کارگیری تعابیری چون «فرهنگِ جهالت‌افزا» و «دولت شریک دزد»، خشم و ناامیدی خود را از وضعیتی که در آن «درس خواندن» لزوماً به «دانستن» ختم نمی‌شود، ابراز می‌کند:

فرهنگ ما برای جهالت فزودن است
مأمور زشت بودن و زیبا نمودن است!

سیمای کامل یک شاعر ملی

شهریارِ واقعی، شاعرِ تک‌بعدی نیست. او تلاقی‌گاهِ سنت و مدرنیته، فارسی و ترکی، و مهم‌تر از همه، «عاطفه» و «عقل» است. تقلیلِ او به شاعرِ غزل‌های عاشقانه، ظلمی است که به ساحتِ انتقادی و اجتماعیِ آثار او روا داشته شده است.

در حافظه‌ جمعی ایرانیان، سیدمحمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) اغلب در دو قابِ تکراری محصور شده است: غزل‌سرای شوریده‌ی عشق‌های ناکام و ستایشگرِ بلندآوازه‌ی اهل‌بیت. اما بازخوانی دقیق کارنامه ادبی او نشان می‌دهد که این دو تصویر، تنها نیمی از حقیقتِ شاعری اوست. شهریارِ واقعی، متفکری است که در لایه‌های پنهان اشعارش، زبانی صریح و نقادانه نسبت به نابسامانی‌های اجتماعی زمانه دارد؛ شاعری که طنزِ او نه برای خنده، که برای فریادِ دردهای جامعه، تیغِ کنایه بر می‌کشد.

او با پیوندِ زبانِ فاخر ادبی با زبانِ جاریِ مردم، پلی میان ادبیاتِ نخبگان و توده مردم ساخت که تا پیش از او کمتر نمونه‌ای داشت. شهریار در کنار «علی ای همای رحمت» و «حیدربابا»، شاعری است که در قطعه‌هایش بر صورتِ ریاکاران سیلی می‌زند و در حکایت‌هایش، زوالِ اخلاق را سوگواری می‌کند. اگر می‌خواهیم شهریار را بشناسیم، باید هم «عاشقی» او را در غزل‌هایش بجوییم و هم «آزادگی» و «اعتراض» او را در قطعه‌های انتقادی‌اش؛ چرا که شهریار، در تمامِ این ساحات، صادقانه با مخاطبِ خویش سخن گفته است. طنز، اگرچه در کارنامه او بخش فرعی است، اما کلیدِ فهمِ بخشِ «عاقل و منتقدو در عین حال ساده و مردمی» وجودِ اوست که در میانِ هیاهوی غزل‌هایش، گاهی گم می‌شود.

کد مطلب 6952372 طاهره تهرانی

  • طنازی در تلاطم سیاست؛ بلبل گویایی که اسمش محمدعلی بود!

  • این شاعر با فقر هم شوخی داشت!

  • سعدی هم سوژه طنز سهیلی شد!/ یک شاعر، هفت اسم مستعار و هزار جور شوخی

  • یک قرن زیستن در محضر خنده؛ محمد خرمشاهی راویِ روزگارِ تلخ و شیرین

  • طنزپردازی که با شعر به جنگ استبداد رفت

  • «چراغ‌موشی» روشن ماند/ استاد فلسفه‌ای که درد مردم را با طنز روایت کرد

  • با طنزپردازان

  • به آلمان رفت تا روزنامه‌نگاری بخواند، مهندس برق شد!

  • شنگول‌بازی زبانی در سوگِ روزگار سخت/ روح عبید زاکانی در قالب حسامی

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • واکنش مقتدی صدر به موعد خروج نظامیان آمریکایی از عراق

  • چالش های تأمین مواد اولیه دارویی؛ از حمل و نقل تا انتقال ارز

  • سپاه: یک پهپاد MQ-1 دیگر آمریکا در تنگه هرمز منهدم شد

  • نواخته شدن زنگ شکوفه‌هاو جوانه ها در مازندران

  • متخلف فروش کله قوچ در فضای مجازی در اسلام‌آبادغرب شناسایی شد

  • تبعات جنگ علیه ایران؛ جهش قیمت سوخت در فرانسه باز هم رکورد زد

  • بیانیه وزارت خارجه در محکومیت جنایات رژیم صهیونیستی در غزه

  • شاعری که با بوزینه‌ها شوخی نداشت!

  • وقتی گوشی فقط گوشی نیست!جنجال‌های رونمایی از آیفون ۱۸ و اقتصادِ نمایش

  • نماینده آمریکایی: بهترین گزینه برای ما توافق پایان جنگ با ایران است

  • کاظمی: مدارس ۱۰۰ درصد حضوری است

  • آیت‌الله شبیری زنجانی دار فانی را وداع گفت

  • بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

  • استقلال به فکر تمدید قرارداد الماسش باشد؛ لیگ نباید تعطیل می‌شد

  • عراقچی به نیویورک رفت

  • گزارش‌هایی درباره توقف عراقچی در دوحه

  • انهدام یک فروند پهپاد شناسایی دشمن بر فراز تنگه هرمز

  • مسکو: تمام فلامینگوهای اوکراین منهدم شدند

  • تأمین آب لنگرود با شبکه‌ های جایگزین؛ عملیات رفع مشکل ادامه دارد

  • تخصیص ۵۲ هزار تن قیر رایگان به ۱۸ شهر خوزستان

  • روزنامه‌های ورزشی یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵

  • شمش نقره
  • کلینیک ترک اعتیاد تهران
  • دوربین مداربسته
  • مبلمان اداری
  • جراح بینی تهران
  • بلکا
  • جراح بینی در تهران
  • خرید طلای آب شده
  • قیمت موکت
  • تور کربلا
  • استند تسلیت
  • مداحی اربعین
  • مرجع پاسخ معتبر پزشکان
  • فروش مواد شیمیایی
  • قیمت ایمپلنت
  • قطعات لباسشویی
  • آموزشگاه تیزهوشان
  • بلیط هواپیما
  • نمایندگی بوش در تهران
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha